خدای اطلسی ها

یارب دل پاک و جان آگاهم ده

خدای اطلسی ها

یارب دل پاک و جان آگاهم ده

امام خمینی واعتقاد به لزوم دخالت دین درسیاست


حضرت امام راحل از معدود علمای دینی بودند که به لزوم دخالت دین در سیاست معتقد بوده وکتاب  ولایت فقیه ایشان تفصیل این اعتقاد بر اساس استناد به منابع دینی وفقهی وسیره رسول گرامی اسلام (ص)است .

لذا شکل رسمی ورود امام به مسائل سیاسی مبتنی برنظریه فلسفه سیاسی اسلام بود که بارها وبارها توسط ایشان طرح شده بود و عملا از سنین جوانی با تعقیب اثرگذار مسائل سیاسی زمان رضا خان وتألیف کتاب کشف الاسرار در پی آن بودند .

 

حضرت امام ناکامی های متعدد پس از مشروطه را ناشی از کنار کشیدن روحانیون از امور سیاسی واین امر را زمینه ساز بروز وظهور استبداد رضاخانی می دانستند :

«در جنبش مشروطیت همین علما در رأس بودند اصل مشروطیت اساسش از نجف ...وایران به دست علما شروع شد وپیش رفت وآن قدر که آنها می خواستند ...مشروطه تحقق پیداکند وقانون اساسی در کار باشد {کوشش کردند }لکن بعد از آنکه {مشروطه متحقق } شد دنبالش گرفته نشد مردم بی طرف بودند ،روحانیون هم رفتند هرکس سراغ کار خودش »

 

امام امت (ره)دربیان تنگناهای اقدامات سیاسی برای روحانیون در زمان رضاشاه می فرماید :

«آیا می دانید درزمان رضا شاه مرحوم شیخ ما رضوان الله علیه چه حالی داشت ؟

در یک قضیه ای که شاید قضیه کشف حجاب بود مرحوم شیخ رحمه الله (مرحوم آقا شیخ عبدالکریم رضوان الله تعالی علیه ) یک کاغذی تلگرافی به رضا شاه نوشت وراجع به این معنی تذکری داد جواب نداد .نخست وزیر فروغی گفت : به عرض اعلی حضرت رسید ایشان گفتند:

شما خوب است مشغول کار خودتان باشید .»

 

حضرت امام (ره) نقش جدا سازی روحانیت از سیاست را توطئه ای برای نابودی دانسته ومی فرماید :

«نقشه دیگری که قبلا کشیده بودند ودرعرض همین نابودی روحانیت هم بوده وتوسعه اش دادند این بود که آن قدر راجع به این معنی که « آخوند را به سیاست چه ؟» ترویج کرده بودند که علما هم بسیاری از آنها باور کرده بودند واگر یک کلمه راجع به سیاست گفته می شد میگفت :

این سیاست است وبه ماربطی ندارد »

 

امام این اندیشه را تنگ نظری وکج فهمی دانسته ودر اعتراض به چنین نگرشی می فرمایند :

«وقتی شعار جدایی دین از سیاست جا افتاد وفقاهت در منطق ناآگاهان غرق شدن در احکام فردی وعبادی شد وقهراً فقیه هم مجاز نبود که از این دایره وحصار بیرون رود ودر سیاست وحکومت دخالت نماید حماقت روحانی در معاشرت بامردم فضیلت شد .به زعم بعضی افراد ،روحانیت زمانی قابل احترام وتکریم بود که حماقت از سراپای وجودش ببارد والا عالم سیاسی وروحانی کاردان وزیرک ،کاسه ای زیر نیم کاسه داشت واین ازمسائل رایج حوزه ها بود که هر کس کج راه می رفت متدین تر بود »

نظرات 1 + ارسال نظر
تلنگر جمعه 9 بهمن‌ماه سال 1388 ساعت 04:09 ب.ظ http://talangor86.blogsky.com/

سلام
اینهایی که خود را به اصطلاح-خط امامی- می خوانند به خط امامی می روند که استکبار ستیز نباشد.مروج آمیختگی دین و سیاست نباشد.خونخواه قدس نباشد.
اینها به امامی ایمان دارند که مرده باشد!

علیک سلام
اینها اصلا نمیفهمند خط امام یعنی چه ؟
شاید هنوز هم نتوانند یک خط ممتد رسم کنند چه برسد به فهم اینکه خط امام چه بوده وچیست
اینها فقط به خود ایمان دارند و بس
ممنون از شما باهاتون موافقم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد